آرزو ها…!

[ad_1]

شب آرزوها مجددا آغاز شد و من تنها در حسرت یک ارزو مانده ام

آرزویی که سال هاست در پی اش سختی های فراوان کشیده ام

شب ها بی خوابی،روز ها بی قراری،هفته های تکراری،سوخته ام

خدایا در این شب پر از احساس و آرزو با گوشه چشمی به این دلم

و با تمام خوبی ها و بخشندگی ها و مهربانی هایت پرده دلم را بگشاء

آمین…!

 

 

آرزو،آرزوی با تو بودن،آرزوی لحظه ای بوئیدنت

آرزوی یک بوسه،آرزوی در آغوش گرفتنت

میگویند در این شب از خدایت چیز های کوچک نخواه

خواسته هایم به نظر پوچ و بی نهایت کوچکند

ولی این نهایت ارزوی دلم است

کاش در ارزوهای مقدس و زیبایت

ذره ای یاد ماهم باشی…!

نوشته شده توسط ♥ ɱȫȟȜȩɳ ♥ نظرات ()

[ad_2]

لینک منبع